بیچاره

آیینی و مذهبی و دفاع مقدس

قرآن در جبهه های جنگ

سلام

 

   + روح الله قلی پور ; ٩:٠٢ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٩/۱٥
comment نظرات ()

شعر شهریار در مورد دفاع مقدس «بسیج»

سلام

شعری از استاد شهریار در مورد بسیج..امید مقبول افتد 

یاعلی باز از خدا دستی به همراه بسیج      

                                           جاودان کن در جهان این جلوه و جاه بسیج

یا علی خون حسینت کی رود از یادها


                                            گو ببیند زینب این غوغای خون خواه بسیج

رهبر از نصر من الله داد فرمان جهاد

                                                    تا رسد فتح قریب از نصرت الله بسیج

با شعار یا محمد شیعه و سنی یکیست

                                            نیست جز قرآن و حق ذکری در افواه بسیج

سر به درگاه خدا می ساید این جهد و جهاد

                                                      شهریارا تا بسایی سر به درگاه بسیج

   + روح الله قلی پور ; ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۸/۳
comment نظرات ()

حضرت امام روح الله

سلام

با یه کار در خدمتتونم نظر یادتون نره(خیلی تازه نیست فقط کمی پاک نویس شده....)

تقدیم به امام خوبیها حضرت روح اله

 

ودیده ایم کسی زار زار می گریید

به سوگ لاله ، به سوگ بهار می گریید

ودیده ایم کسی را که ناله سر می داد!

و از شکستن پشت زمین خبر می داد

هلا هلا همه گلهای باغ پژمردند

به سوگ لاله در این درد و داغ پژمردند

هلا هلا به خودآییدامام ما رفته است

بدون پرده بگویم تمام ما رفته است

تمام درد جهان را کشیده ایم بس است

ورنج بی تو شدن را چشیده ایم بس است

بزرگی غمت آقا سراز فلک زده است

وزخمهای مرا -رفتنت - نمک زده است

تمام مردم از این درد و داغ می گریند

برای خامشی چلچراغ می گریند

بگوبگو چه کنم که بهار من رفته است

تمام هستی و دارو ندار من رفته است

نگاه کن چه شتابان ستاره می بارد

از آسمان جماران ستاره می بارد

   + روح الله قلی پور ; ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۳/۱۳
comment نظرات ()

بمناسبت سوم خرداد (حماسه آزاد سازی خرمشهر)

سلام

باز بروز شدم بخاطر دینی که به دایی شهیدم و همرزمانش داشتم

و ازشعرهای گذشته ام برایتان  گذاشتم

تقدیم به دایی شهیدم علی ماندگار عباس زاده

 

شانه ی غیرت

روی شانه ی غیرت،یاد جبهه ها مانده است

مرگمان اگر دیدیم پرچمی رها مانده است

 

دستمان چرا دیریست بوی خاک را دارد

یادمان مگر رفته ست،آسمان- دعا- مانده است!...

 

رفته اند،اما نه...کوله بارشان باقی ست

بر زمین نمی ماند،شانه های ما مانده است

.....

در رگ حیات ما،خون لاله ها جاریست

شاخه گرچه خشکیده است،نسل ریشه جا مانده است

 

نام سبزشان آری،تا همیشه خواهد ماند

رفته اندو راهی سرخ،روبروی ما مانده است

 

روح اله قلی پور(بیچاره)

 

 

 

 

 

 

   + روح الله قلی پور ; ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۳/۳
comment نظرات ()

یک کتاب خوب از یک دوست خوب(دلقک ها گریه می کنند)

سلام

به همه دوستان که به بنده چون همیشه لطف داشته اندخواندن کتاب دوست خوب و پژوهشگرادبی که خود  اگر قدر مجال را در مقال  کوتاه دنیا بداند می تواند در روزگاری که عرصه از اراجیف گویان در شعر واللخصوص نقد ادبی زیاد شده ، رسالت واقعی را ایفا کند و یکی از متفکرین باشد که تاثیر گزار یش کمتر از دیروزیها نباشد اما افسوس که کمی جلوتر از زمان می اندیشد و بعضی اوقات تن به محافظه کاری که امروز برای بعضی از مثلا بزرگان شعر آب و نانی دارد نمی دهد...

ولی من خیلی دوستش دارم وبه دوست داشتنش راضیم...

همه حرفها در مورد علی رضا نوری عزیزه....

کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی
مدرس دانشگاه ، متولد همدان

وبلاگ:http://sanghayejahanam.blogfa.com 

آثار
1-لیوانی تا مرز دیوانگی ،مجموعه ی شعر،انتشارات آهنگ دیگر(مجوز چاپ نگرفت)


2-دلقک ها گریه می کنند،مجموعه ی شعر،انتشارات آهنگ دیگر

  

دو شعر کوتاه از این مجموعه را به همه ی عزیزانم تقدیم میکنم:

1)

پسر ماهی گیر

کوچک ترین ماهی را به دریا پس می دهد

طعم قلاب اما

                     در دهان ماهی ابدی ست

 

2)

از کوه پایین می آیی

کوزه در آب می زنی

و من

پایین رودخانه منتظرم

آب تصویری از تورا با خود بیاورد

 

 

   + روح الله قلی پور ; ۱۱:٥۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٢/٢
comment نظرات ()

فرات شرمنده

سلام با یه کار (نظری)عاشورایی در خدمتم...نظر بدید خوشحال میشم

آب تشنه ، فرات شرمنده

از عطشناکی ابو فاضل

فکر پیمان ِ با حسین انداخت

بین عباس وتشنگی حائل

جرعه جرعه فرات می جوشید

از دو دست بریده عباس

آفتابی که نیزه را پیمود

روشنی داد دیده ی عباس

"یا اخا یا اخا، مرا دریاب"

این صدای نجابت عشق است

با دو دست بریده جنگیدن:

این نشان صلابت عشق است

تشنگی برده بود امانش را

عطش تلخ در گلویش بود

غوطه می خورد دست بی جانش

در فراتی که روبرویش بود

از دو دستش فرات شد سیراب

 او شکوه زلال باران داشت

دست هایش اگرچه تنها ماند

 مشکی از تشنگی به دندان داشت

تا که تیر آمد و به مشک نشست

با تمام وجود جاری شد

 گرچه زخم عطش عمیق نبود

 با عناد فرات کاری شد

روح اله قلی پور(بیچاره)


   + روح الله قلی پور ; ٩:۳٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۱۱/۱٥
comment نظرات ()

آن قدر عاشقیم

"اصلاحیه کار(در ابتدا با اشکال تایپی به روز شد ولی الان...)"

سلام به همه دوستان

پس از دو سال سکوت در وبلاگ و یک سال سکوت در شعر با تجربه های تازه برایتان می نویسم                             امید مقبول افتد

 

  آن قدر عاشقیم که املا نمی شود

  مستی ما که در قلمی جا نمی شود

  زلف مرا به پنجره های ضریح عشق

  طوری گره زدند ، دگر وا نمی شود

 

  باید که ناز داشت ، کمی نیز غمزه داشت

  هردختر قبیله که لیلا نمی شود

  آن کس که خاک پای مریدان میکده است

  محتاج معجزات مسیحا نمی شود

 

  "تاک" مرا به عشق تو در خم گذاشتند

  حالا شراب می شود و یا نمی شود

  ما مثل باده ایم شبی امتحان کنید

  انگور زاده ایم شبی امتحان کنید

 

  شکر خدا که نام مرا مبتلا نوشت

  از حاجیان کعبه سبز شما نوشت

  شکر خدا که دست قدر، دست سرنوشت

  نام مرا شریف ترین خاک پا نوشت

 

  صبح ازل به خاک تو پیشانی ام رسید

  این سجده را فرشته به پای خدا نوشت

 

  از ما سئوال شد که"اسیر تو می شویم؟"

  ما خواستیم و آیه "قالوابلی" نوشت

  بالای سر، درحرم کبریائی اش

  نام تو را به خط خودش با طلا نوشت

  یعنی تمام جلوه آل عبا تویی

  آئینه تمام نمای خدا تویی

                ***

  اعجاز بی مثال شما تا ادامه داشت

  موسی ادامه داشت ، مسیحاادامه داشت

  ب...اگر به آینه ها سر نمی زدید

  تاریکی همیشه دنیا ادامه داشت

  در آسمان چهارم افلاک جا زدیم

  آیات ردپای تو اما ادامه داشت

  تا زندگیت را به تماشا گذاشتی

  آن عمر جاودانه زهرا، ادامه داشت

                ***

  گفتیم آسمانی و دیدیم ،برتری

  گفتیم آفتابی و دیدیم ، بهتری

  تو از زمان کودکی ات تا بزرگی ات

  شیواترین مفسر الله اکبری

  تو از کدام طایفه هستی که مستقیم

  فیض ازحضورعلم خداوند تومی بری

  بر شانه های سبز تو بار رسالت است

  تو اولین پیمبر بعد از پیمبری

 

  ای ماورای حد تصور کمال تو

  بالاتر از پریدن جبریل ، بال تو

  از مادری چنین – چنین دختری شود

  هم خوش به حال فاطمه هم خوش به حال تو

 

  غیر از حسین فاطمه ، چیزی ندیده ایم

  در انعکاس آینه های زلال تو

  نزدیک سایه های عبورت نمی شویم

  نامحرمان عشق کجا و خیال تو؟!

                    ***

  ازگوشه های چشم توساحل درست شد

  محض خدا پای تو محمل درست شد

  پروانه ای و گرد خودت می کنی طواف

  ای قبله گاه خویشتن بعد کربلا

  گاهی که طعنه می شنوی،صبر می کنی

  یعنی تویی همان حَسن بعد کربلا

  ای گریه غریبی عریان بی کفن

  حالا تویی و پیرهن بعدکربلا

 

                  

روح اله قلی پور(بیچاره)-

                                                                        

...   با نفس و نظر شما زنده ام پس  

   + روح الله قلی پور ; ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۸/٢۸
comment نظرات ()

مرا حلال کنید

 سلام خدمت همه دوستان وآشنایانم

به خواست خدای بزرگ ولطف همواره اش درتاریخ17/4/1387 برای انجام اعمال عمره به حج خواهم رفت.امیدوارم سلام ودعای همه دوستانی که مرا می شناسند را بتوانم در کنارخانه خدا کعبه بازگو کنم وخدای بزرگ چون همیشه برمن ودوستانم عنایت داشته بشد.    امید قسمتتان بشود

   + روح الله قلی پور ; ۱:٢٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٤/۱٢
comment نظرات ()

دردوشروعي دوباره

با سلام به دوستان عزیزم

بعد از حدود  ۸  ماه بروزشدم تاازدردم* تااز يك واقعه تلخ برايتان بنويسم وشماهم طعم گس آن را نچشيدولي ازدورنظاره گر آن باشيد.ديروزگوشه خيابان جوان۹يا۱۰ساله معتادداخل جوي آب افتاده و......

۱. 

دردهای بد مزاج

آینده غربت پاییز را

مهمان معماهای مبهم می کنند.

کبوتر کشهای شهر ما

تبر زنی که هوس داشت را

بر لب بام خانه شان

آویزان کرده اند.

درد سفره

بالشتک دیگران شده است

شاید از دیروز

رختخوابهای کنار خیابان

تا امروز

بی تعارف درجا می زنند

وفردا

در آمار موجودات:!

بادبادکهای فارغ از هرچه

خیابانهای شهر را

در مجازات نابهنگام ببینند

***

توجه توجه:

به خبری که همیشه به دست ما رسیده است توجه نمائید:

شاید این جمعه بیاید شا..........

او هم با ما قهر کرده

وقتی که امثال مرگ،درد،شعروشعور

این گونه سر کلمات کلاه می گذارند

وسُرسُر بازیشان

فریاد ندارد

استیضاح حضرت جلاد خنده دار است

*** 

سهم تو

حق کسانی است که از خون مستند

پیشمرگ همه سوختگان

تمام دودهایی است که در جا می زنند

به حواله یک لحظه هوس

سرریز می شوند

وروزنامه زیر پاهایشان

تیتر زده بود:

توانا بود هر که........

ولی چه سود که افیون

در وجود اراده های سوخته شده

سروده شده است

رگه ای از رگهای شعر شما

از دیشب امروز

تا نیمه شب فردا

آلت دست دیگران بوده است

آقا اجازه؟

درس اول:

باید پیشکش خدایان خودت شود

تا نمره قبولی اش

با سوره فتح وجودهمراه شود

ودر نفیر تاریخ بدمند که:

خونین دل آزاد شد

 ععععععععععععععععععععععععععععععععععععععععععععععع

۲.

"گیر به گیره"

تمام سروده های جهان

در تو شناورند.

مرگ نخلهای دیروزمان

در سبدهای مخدّرهٴ امروز

جنایتی نابخشودنی است

روا گشته حاجات ما

در احرام کفن پوشان کنار خیابان

برویم که دوری از فلاکت

شیرینی اش بر زبانما ن طعم گس بدهد

***

فرار نکنید:

این بیماری واگیر ندارد

ولی گیره دارد که به اراده شما بچسبد

گیر به گیره و واگیر ندهید

در آتش خودش بسوزانیدش تا

از سر خود

وا کند شما را.....

 عععععععععععععععععععععععععععععععععععععععععععععععع

۳.

بوی دلخوشی های الکی می آید

بی ستارگی های مردم

طعم سروده های نخوانده می دهد

افسرده های شعر من

یاد مخدر های آدم کش می کند

بی حالی و بی حوصلگی

سَر خورده های دلم را

با طعم گس شیشه های پنجره نه

شیشه های خیابان پر می کند

راستی شیشه هم اعتیاد آور است

مواظب باشید

آن را تمیز نکنید

و کنارش زیاد نایستید

از پشت شیشه دیدن مردم

وذرّه ای دل پاک

به پاکی شیشه

نذر مردم کردن هم جرم است

مواظب قوانین جدید باشید!

تراکتهای جانم را

کراکهای موزی

به اشتباه جای حاجتم قالب می کنند

***

یک دروغ خواب آلود ضرب در

تمام خوابهای خیانتکار

صدای اذان صبح

ودکترهمیشگی ست که

ِاراده مریض دیشبی را

به خود پیوند می زند....

                            روح اله قلی پور(بیچاره)-آذرماه۸۶

   + روح الله قلی پور ; ٤:٠۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٦/٩/۸
comment نظرات ()

حرف دل

چه کرده ای که غیر شراب راهی نیست؟

   + روح الله قلی پور ; ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/۱/٢۳
comment نظرات ()
← صفحه بعد