بیچاره

آیینی و مذهبی و دفاع مقدس

رونمایی از کتاب قلم سرخ

کتاب مجموعه داستان "قلم سرخ" مازندران

در مراسم گرامیداشت روزهنر اسلامی و بسیج هنرمندان رونمایی می شود.

سرهنگ پاسدار سعیدی ریاست سازمان بسیج هنرمندان مازندران گفت: بر اساس هدف گذاری حمایتی این سازمان در سال1393و در ادامه گرامیداشت اجلاسیه ده هزار شهید استان مازندران و دریافت آثار و داستانهای مسابقه ادبیات داستانی "قلم سرخ" بسیج هنرمندان استان مازندران که در سه ماهه پایانی سال1392به میزبانی کانون بسیج هنرمندان شهرستان جویباربرگزارگردیداین سازمان بر آن شد با توجه به سطح کیفی نسبتا مطلوب این آثار و بجهت تشویق  و حمایت از هنرمندان متعهداین آثار در مجموعه ای باهمین نام به چاپ برسد.

 

ریاست سازمان بسیج هنرمندان افزود: تمامی مراحل انتخاب آثارو گزینش ، بازنویسی ، ویراستاری وطراحی جلد برعهده بسیجیان واعضای سازمان بسیج هنرمندان ومسئول انجمن ادبیات داستانی بسیج هنرمندان مازندران بوده که امیدواریم مقبول جامعه هنری و ادبی استان و کشورافتد.

سعیدی در ادامه خاطر نشان کرد: با توجه به فشردگی زمان پایان جشنواره و هدف گذاری که برای رونمایی در برنامه روز هنراسلامی و بسیج هنرمندان که در سطح استان برگزار خواهد شد از تلاشها و فعالیتهای مسئول فرهنگی وهمچنین  امور انجمنهای سازمان بسیج هنرمندان استان مازندران جهت همکاری درچاپ کتاب مجموعه داستان "قلم سرخ" تقدیر ویژه نمودودر پایان از حمایتهای مادی و معنوی امور انجمنهای سازمان بسیج هنرمندان کشور و کنگره سرداران و ده هزار شهید استان مازندران تشکر و قدردانی خودراابراز داشت.

گفتنی است برنامه روز قشر بسیج هنرمندان استان مازندران و هنر اسلامی با همکاری حوزه هنری روز چهارشنبه27/1/1393 از ساعت9 الی12 در سالن اجتماعات غدیر سپاه کربلامازندران برگزار خواهد شد.


   + روح الله قلی پور ; ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/۱/٢٦
comment نظرات ()

قول می دهم

با سلام به همه دوستان

قول می دهم از این به بعد و در سال جدید حداقل ماهی یکبار هم شده بروز شود وبلاگم.

شما دعا بفرمایید با مشغله زیاد شرمنده شما نشوم.

با تشکر فراوان از حضورهای گرم و صمیمانه تان

   + روح الله قلی پور ; ٦:۳٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۱/٥
comment نظرات ()

داستان در جبهه های جنگ

سلام

برگرفته از سایت : http://www.askquran.ir

 

 

   + روح الله قلی پور ; ٩:٠٢ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٩/۱٥
comment نظرات ()

شعر شهریار در مورد دفاع مقدس «بسیج»

سلام

شعری از استاد شهریار در مورد بسیج..امید مقبول افتد 

یاعلی باز از خدا دستی به همراه بسیج      

                                           جاودان کن در جهان این جلوه و جاه بسیج

یا علی خون حسینت کی رود از یادها


                                            گو ببیند زینب این غوغای خون خواه بسیج

رهبر از نصر من الله داد فرمان جهاد

                                                    تا رسد فتح قریب از نصرت الله بسیج

با شعار یا محمد شیعه و سنی یکیست

                                            نیست جز قرآن و حق ذکری در افواه بسیج

سر به درگاه خدا می ساید این جهد و جهاد

                                                      شهریارا تا بسایی سر به درگاه بسیج

   + روح الله قلی پور ; ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۸/۳
comment نظرات ()

حضرت امام روح الله

سلام

با یه کار در خدمتتونم نظر یادتون نره(خیلی تازه نیست فقط کمی پاک نویس شده....)

تقدیم به امام خوبیها حضرت روح اله

 

ودیده ایم کسی زار زار می گریید

به سوگ لاله ، به سوگ بهار می گریید

ودیده ایم کسی را که ناله سر می داد!

و از شکستن پشت زمین خبر می داد

هلا هلا همه گلهای باغ پژمردند

به سوگ لاله در این درد و داغ پژمردند

هلا هلا به خودآییدامام ما رفته است

بدون پرده بگویم تمام ما رفته است

تمام درد جهان را کشیده ایم بس است

ورنج بی تو شدن را چشیده ایم بس است

بزرگی غمت آقا سراز فلک زده است

وزخمهای مرا -رفتنت - نمک زده است

تمام مردم از این درد و داغ می گریند

برای خامشی چلچراغ می گریند

بگوبگو چه کنم که بهار من رفته است

تمام هستی و دارو ندار من رفته است

نگاه کن چه شتابان ستاره می بارد

از آسمان جماران ستاره می بارد

   + روح الله قلی پور ; ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۳/۱۳
comment نظرات ()

بمناسبت سوم خرداد (حماسه آزاد سازی خرمشهر)

سلام

باز بروز شدم بخاطر دینی که به دایی شهیدم و همرزمانش داشتم

و ازشعرهای گذشته ام برایتان  گذاشتم

تقدیم به دایی شهیدم علی ماندگار عباس زاده

 

شانه ی غیرت

روی شانه ی غیرت،یاد جبهه ها مانده است

مرگمان اگر دیدیم پرچمی رها مانده است

 

دستمان چرا دیریست بوی خاک را دارد

یادمان مگر رفته ست،آسمان- دعا- مانده است!...

 

رفته اند،اما نه...کوله بارشان باقی ست

بر زمین نمی ماند،شانه های ما مانده است

.....

در رگ حیات ما،خون لاله ها جاریست

شاخه گرچه خشکیده است،نسل ریشه جا مانده است

 

نام سبزشان آری،تا همیشه خواهد ماند

رفته اندو راهی سرخ،روبروی ما مانده است

 

روح اله قلی پور(بیچاره)

 

 

 

 

 

 

   + روح الله قلی پور ; ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۳/۳
comment نظرات ()

یک کتاب خوب از یک دوست خوب(دلقک ها گریه می کنند)

سلام

به همه دوستان که به بنده چون همیشه لطف داشته اندخواندن کتاب دوست خوب و پژوهشگرادبی که خود  اگر قدر مجال را در مقال  کوتاه دنیا بداند می تواند در روزگاری که عرصه از اراجیف گویان در شعر واللخصوص نقد ادبی زیاد شده ، رسالت واقعی را ایفا کند و یکی از متفکرین باشد که تاثیر گزار یش کمتر از دیروزیها نباشد اما افسوس که کمی جلوتر از زمان می اندیشد و بعضی اوقات تن به محافظه کاری که امروز برای بعضی از مثلا بزرگان شعر آب و نانی دارد نمی دهد...

ولی من خیلی دوستش دارم وبه دوست داشتنش راضیم...

همه حرفها در مورد علی رضا نوری عزیزه....

کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی
مدرس دانشگاه ، متولد همدان

وبلاگ:http://sanghayejahanam.blogfa.com 

آثار
1-لیوانی تا مرز دیوانگی ،مجموعه ی شعر،انتشارات آهنگ دیگر(مجوز چاپ نگرفت)


2-دلقک ها گریه می کنند،مجموعه ی شعر،انتشارات آهنگ دیگر

  

دو شعر کوتاه از این مجموعه را به همه ی عزیزانم تقدیم میکنم:

1)

پسر ماهی گیر

کوچک ترین ماهی را به دریا پس می دهد

طعم قلاب اما

                     در دهان ماهی ابدی ست

 

2)

از کوه پایین می آیی

کوزه در آب می زنی

و من

پایین رودخانه منتظرم

آب تصویری از تورا با خود بیاورد

 

 

   + روح الله قلی پور ; ۱۱:٥۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٢/٢
comment نظرات ()

فرات شرمنده

سلام با یه کار (نظری)عاشورایی در خدمتم...نظر بدید خوشحال میشم

آب تشنه ، فرات شرمنده

از عطشناکی ابو فاضل

فکر پیمان ِ با حسین انداخت

بین عباس وتشنگی حائل

جرعه جرعه فرات می جوشید

از دو دست بریده عباس

آفتابی که نیزه را پیمود

روشنی داد دیده ی عباس

"یا اخا یا اخا، مرا دریاب"

این صدای نجابت عشق است

با دو دست بریده جنگیدن:

این نشان صلابت عشق است

تشنگی برده بود امانش را

عطش تلخ در گلویش بود

غوطه می خورد دست بی جانش

در فراتی که روبرویش بود

از دو دستش فرات شد سیراب

 او شکوه زلال باران داشت

دست هایش اگرچه تنها ماند

 مشکی از تشنگی به دندان داشت

تا که تیر آمد و به مشک نشست

با تمام وجود جاری شد

 گرچه زخم عطش عمیق نبود

 با عناد فرات کاری شد

روح اله قلی پور(بیچاره)


   + روح الله قلی پور ; ٩:۳٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۱۱/۱٥
comment نظرات ()

آن قدر عاشقیم

"اصلاحیه کار(در ابتدا با اشکال تایپی به روز شد ولی الان...)"

سلام به همه دوستان

پس از دو سال سکوت در وبلاگ و یک سال سکوت در شعر با تجربه های تازه برایتان می نویسم                             امید مقبول افتد

 

  آن قدر عاشقیم که املا نمی شود

  مستی ما که در قلمی جا نمی شود

  زلف مرا به پنجره های ضریح عشق

  طوری گره زدند ، دگر وا نمی شود

 

  باید که ناز داشت ، کمی نیز غمزه داشت

  هردختر قبیله که لیلا نمی شود

  آن کس که خاک پای مریدان میکده است

  محتاج معجزات مسیحا نمی شود

 

  "تاک" مرا به عشق تو در خم گذاشتند

  حالا شراب می شود و یا نمی شود

  ما مثل باده ایم شبی امتحان کنید

  انگور زاده ایم شبی امتحان کنید

 

  شکر خدا که نام مرا مبتلا نوشت

  از حاجیان کعبه سبز شما نوشت

  شکر خدا که دست قدر، دست سرنوشت

  نام مرا شریف ترین خاک پا نوشت

 

  صبح ازل به خاک تو پیشانی ام رسید

  این سجده را فرشته به پای خدا نوشت

 

  از ما سئوال شد که"اسیر تو می شویم؟"

  ما خواستیم و آیه "قالوابلی" نوشت

  بالای سر، درحرم کبریائی اش

  نام تو را به خط خودش با طلا نوشت

  یعنی تمام جلوه آل عبا تویی

  آئینه تمام نمای خدا تویی

                ***

  اعجاز بی مثال شما تا ادامه داشت

  موسی ادامه داشت ، مسیحاادامه داشت

  ب...اگر به آینه ها سر نمی زدید

  تاریکی همیشه دنیا ادامه داشت

  در آسمان چهارم افلاک جا زدیم

  آیات ردپای تو اما ادامه داشت

  تا زندگیت را به تماشا گذاشتی

  آن عمر جاودانه زهرا، ادامه داشت

                ***

  گفتیم آسمانی و دیدیم ،برتری

  گفتیم آفتابی و دیدیم ، بهتری

  تو از زمان کودکی ات تا بزرگی ات

  شیواترین مفسر الله اکبری

  تو از کدام طایفه هستی که مستقیم

  فیض ازحضورعلم خداوند تومی بری

  بر شانه های سبز تو بار رسالت است

  تو اولین پیمبر بعد از پیمبری

 

  ای ماورای حد تصور کمال تو

  بالاتر از پریدن جبریل ، بال تو

  از مادری چنین – چنین دختری شود

  هم خوش به حال فاطمه هم خوش به حال تو

 

  غیر از حسین فاطمه ، چیزی ندیده ایم

  در انعکاس آینه های زلال تو

  نزدیک سایه های عبورت نمی شویم

  نامحرمان عشق کجا و خیال تو؟!

                    ***

  ازگوشه های چشم توساحل درست شد

  محض خدا پای تو محمل درست شد

  پروانه ای و گرد خودت می کنی طواف

  ای قبله گاه خویشتن بعد کربلا

  گاهی که طعنه می شنوی،صبر می کنی

  یعنی تویی همان حَسن بعد کربلا

  ای گریه غریبی عریان بی کفن

  حالا تویی و پیرهن بعدکربلا

 

                  

روح اله قلی پور(بیچاره)-

                                                                        

...   با نفس و نظر شما زنده ام پس  

   + روح الله قلی پور ; ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۸/٢۸
comment نظرات ()

مرا حلال کنید

 سلام خدمت همه دوستان وآشنایانم

به خواست خدای بزرگ ولطف همواره اش درتاریخ17/4/1387 برای انجام اعمال عمره به حج خواهم رفت.امیدوارم سلام ودعای همه دوستانی که مرا می شناسند را بتوانم در کنارخانه خدا کعبه بازگو کنم وخدای بزرگ چون همیشه برمن ودوستانم عنایت داشته بشد.    امید قسمتتان بشود

   + روح الله قلی پور ; ۱:٢٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٤/۱٢
comment نظرات ()
← صفحه بعد